اختلالات یادگیری در کودکان 3 تا 6 سال

یک کودک  3 یا  4 ساله باید مفاهیم زیر را بدرستی درک کند و توانایی هایی ذیل را دارا باشد. مفاهیمی که باید بداند، درک کند و در صورتی که از او سوال شد بدرستی جواب دهد. کم و زیاد، بزرگ و کوچک، دور ونزدیک، جلو وعقب، بالا و پایین، سطح و عمق (ارتفاع)، کوتاه و بلند، کلفت و نازک و ...

مثلاً کودک توپی را که روی میز و زیر میز است یا از میز دور است تشخیص دهد و اگر از او سوال شد که کدام توپ دورتر است یا کدام گلدان روی میز است بدرستی جواب دهد.

مدادی را بدرستی در دست بگیرد، یعنی با انگشت شست و اشاره مداد را در دستش نگه دارد و چیزی رسم کند. مداد را به خوبی نگه دارد و کنترل شده آن را حرکت دهد. بین دو نقطه روی یک صفحه یک خط بکشید. از روی خطوط سرمشق، بنویسید مثلاً از روی یک خط عمودی یا افقی مثل الف یا ب شکلی مانند آن رسم کند. کودک باید بتواند یک خط مارپیچ بکشد، یک شکل شبیه دایره بکشد( البته نه دقیقا دایره بلکه خط بسته شبیه گردی)

کوک در این سن باید بتواند جملات کوتاه بگوید و خواستهایش را بطور کلامی بیان کند. حافظۀ دیداری و شنیداری کودک در این سن باید بتواند حدود  30 ثانیه مطلبی را در خود نگه دارد( در حین خواندن یک داستان پس از خواندن یک صفحه در مورد شخصیت های داستان از او سوال می کنیم ، مثلاً بزی دلش می خواست کجا برود؟ و کودک پاسخی را که حدود  30 ثانیه پیش در داستان شنیده یا دیده بگوید)

کودک باید علاقه و اشتیاق به شنیدن داستان داشته و به مدت چند دقیقه بنشیند و به داستانی گوش دهد و بتواند با کمک والدین با دیدن تصاویر، خودش داستانی کوتاه را بازگو کند و بسازد.

کودکان در این سن باید بتوانند نام اشیاء عمومی مثل میز و صندلی و تلویزیون و گلدان ... را بگویند. اندامهای اصلی بدن و صورتشان را بشناسند.توانایی های حرکتی مثل بالا و پایین رفتن از پله ها، چند بار لی لی کردن، جفت پا پریدن، برای چند ثانیه روی یک پا ایستادن، تقلید کردن برخی حرکات ساده ، پرتاب کردن و گرفتن اشیاء از فاصله کم، قیچی کردن کاغذ، درست کردن یک توپ گرد یا شکل استوانه ای با خمیر بازی، هل دادن و کشیدن اشیاء روی زمین، و سایر فعالیت های ساده از جمله کارهایی است که کودک باید بتواند انجام دهد.

پاسخ دادن به محرکهای صوتی و صداهای آرام، تعقیب کردن اشیایی که به آرامی در حرکت هستند با چشم، داشتن نشاط و شادابی و تحرک نیز مهم می باشند.

موارد فوق الذکر هر چند بطور اختصار و فشرده مطرح گردیده است، لذا بیانگر شناخت کلی نسبت به توانایی ها و عملکرد یک کودک 3 یا 4 ساله می باشد. معمولاً کودکانی که نتوانند فعالیت های ذکر شده را به درستی انجام دهند و در تعداد قابل توجهی از عملکرد ها ضعف داشته باشند ممکن است مستعد اختلالات یادگیری باشند و این اختلالات پس از ورود به مدرسه به طرق مختلف از جمله ضعف در انجام عملیات و حل مسائل ریاضی و اختلالات دیکته نویسی بروز می نماید.

خوب است که والدین با آگاهی از این گونه فعالیت های مورد نیاز و ضروری کودکان، بازی های کودک را به سمتی سوق دهند که منجر به یادگیری و پرورش توانایی های حرکتی، شنیداری و دیداری آنان گردد. کودکان 5 تا 6 ساله علاوه بر توانایی و مهارت های پیشین باید بتوانند موارد زیر را بدرستی انجام دهند. خودشان لباسهایشان را بپوشند و یا درآورند، دست و صورت خودشان را به تنهایی بشویند، و سایلشان را مرتب کنند، با دوستان و همسالان با اسباب بازی ها مشترکاً بازی کنند، جهات مختلف را بشناسند، یک شکل ساده مثل دایره یا مثلث را قیچی کنند، از روی شکل های هندسی ساده بکشند، اشیاء مرتبط به هم را در یک طبقه قرار دهند، اشیای گوناگون را بر اساس یکی از ویژگی های اندازه، رنگ یا شکل شان طبقه بندی کنند، تفاوت ها و مشابهات را در اشکال تشخیص دهند، نقص و کمبود در یک تصویر را تشخیص دهند، بر اساس چند تصویر مرتبط با هم، داستانی بگویند، و یک شکل وارونه در فضا را تشخیص دهند.

تشخیص توانایی های کودکان در سنین 3 تا 6 سالگی از اهمیت بالایی برخودار است.در این بخش برخی از این توانمندهی مطرح گردید، بدیهی است برای انجام فعالیت ها و بازی های صحیح با کودکان و چگونگی آموزش صحیح به آنها باید بطور جدی و اصولی تمرین های مناسب جهت رشدآنها را دنبال کنیم.

در اینجا به بیان چند بازی ساده برای سنین 3 و 4 سال بسنده می کنیم که نمونه های مشابه آن در مجموعه سلام پیش دبستانی ها آورده شده است.

1-      درک مفاهیم بالا و پایین، دور ونزدیک، زیر و رو، کنار، پشت، جلو :

یک توپ و صندلی تهیه کنید.

توپ را روی صندلی بگذارید و بپرسید توپ کجاست؟

اگر کودک بدرستی جواب داد او را تشویق کنید، اگر اشتباه گفت، خودتان بگوئید توپ روی صندلی است. این کار بصورت بازی درآورید، توپ را در جاهای مختلف قرار دهید، روی صندلی، زیر، کنار، پشت، جلو و بپرسید، توپ کجاست؟

اجازه دهید کودک آن را در جاهای مختلف قرار دهد و از شما سوال کند توپ کجاست؟ و شما جواب بدهید. با بازی های ساده و مشابه این مفاهیم ساده را به کودک آموزش دهید. وقتی با کودک خود به پارک می روید یا در خیابان قدم می زنید از او سوالاتی مشابه این مفاهیم بپرسید، مثلاً کلاغ کجاست؟ بالای درخت. گربه کجاست؟ زیر ماشین. موتور کجاست؟ جلوی ماشین و ...

این بازی ها اگر چه ساده هستند ولی با کمی خلاقیت می توانید به همراه همسر و فرزندتان یک بازی دسته جمعی و شاد و مفید را ترتیب دهید.

به یاد داشته باشید که همین بازی های ساده اگر از ابتدای کودکی به مرور با کودک کار شود نقش بسزائی در پرورش توانایی ها و رشد استعداد آنان خواهد داشت.

2-      ده شی مختلف تهیه کنید ( سیب ،کتاب، قیچی، لیوان، سکه، دکمه و ...) اشیاء را جلوی کودک قرار دهید تا همه آنها را ببیند و نام آنها را بگوید. یکی از اشیائ را بردارید و پشت خودتان بگیرید و بگوئید چه چیزی در دستان من است؟

این کار را با اشیاء دیگر هم انجام دهید. در مرحله دوم دو تا از اشیاء را بردارید و پشت خود قرار دهید و بگوئید چه چیزهایی در دست من است؟

اجازه بدهید خودش هم همین کار را بکند و شما اسم اشیاء را بگوئید.سه شی را از جلوی کودک بردارید و پشت خود قرار دهید و بگوئید چه چیزی های را پشتم قایم کرده ام؟

برای کودکان 3 و 4 ساله این کار را حداکثر با 3 شیء می توانید انجام دهید. حالا کودک به اشیاء جلویش نگاه می کند و اسم آنها را می گوید، سپس برای لحظه ای چشمهایش را می بندد و شما یکی از آنها را بر می دارید و باید حدس بزند کدام را برداشته اید.

در مرحله بعد شما 2 شی را پنهان کنید تا او حدس بزند و بعد 3 شیء را مخفی کنید.

این فعالیت تمرین مناسبی برای حافظۀ دیداری کودک محسوب می شود. برای تقویت حافظۀ شنیداری می توانید نام یک حیوان، رنگ یا شی را به کودک بگوئید و پس از 20 ثانیه از او بپرسید.اسم حیوانی که گفتم چه بود؟ پس از مدتی این اسامی را به 2 تا افزایش دهید، یک حیوان با رنگش، مثلاً طوطی سبز، قناری زرد، گاوه سیاه و ... ضعف حافظه شنیداری زمانی نمود پیدا می کند که کودک در دیکته نویسی، پس از شنیدن یک جمله، کلمات اولیه را جا می اندازد و فقط چند کلمه آخر را به یاد می آورد و می نویسد.

نظريه تكامل روانى- اجتماعى اريكسون

شكل‏گيرى و تحول شخصيت كودك طبق مراحلى و براساس رشد بدنى كودك صورت مى‏گيرد. اين مراحل در نظريه اريكسون 8 مرحله است كه 4 مرحله آن در دوران كودكى سپرى مى‏شود. در هر يك از اين مراحل، انسان با بحران‏هاى خاصى روبرو مى‏شود كه حل آن بحران‏ها يا باقى‏ماندن بحران، بر روى شخصيت كودك اثر مثبت يا منفى مى‏گذارد.

ادامه نوشته

افسردگي كودكان

حدود يك درصد از كودكان پيش‌دبستاني، افسردگي را تجربه مي‌كنند. اغلب آنها مشكل بزرگي در بيان احساسات خود دارند، چون مهارت زباني آنها توسعه نيافته است. بچه‌هاي پيش‌دبستاني افسرده، به جاي به زبان‌آوردن احساسشان، آن را به نمايش مي‌گذارند و با اجراي حالات تهاجم، سركشي، تحريك‌پذيري، ترس، جيغ‌كشيدن و يا گريستن، احساسشان را نشان مي‌دهند. در حالي كه بچه‌هاي پيش دبستاني به طور معمول هنگام گرسنه بودن يا خواب‌آلودگي تحريك‌پذير مي‌شوند يا از دور شدن والدين وحشت‌ مي‌كنند، يا براي اسباب‌بازي‌جديد جيغ مي‌كشند و پا به زمين مي‌كوبند، كودكان افسرده اين گونه رفتارها را به صورت شديد و بي‌نهايت به مورد اجرا مي‌گذارند.
هرچند بيماري باليني افسردگي در كودكان پيش‌دبستاني نادر است، اما در برخي كودكان ديده مي‌شود. در اين قبيل موارد، كودك در نتيجه‌ مرگ يا نبود والدين، ضربه روحي سنگيني را تجربه مي‌كند، يا در صورتي كه شاهد خشونت يا قرباني تجاوز شده باشد، مشكل سلامتي در او بروز مي‌كند كه موجب جلوگيري از رشد طبيعي احساسي و جسم او مي‌شود.

ادامه نوشته

اختلالات یادگیری چگونه در کودکان بروز می کنند؟

اختلالات ریاضی معمولا در شناخت مفاهیم جنبی (بالا- پایین – چپ – راست – جلو – عقب – کوچک – بزرگ و بیشتر – کمتر و ...) مفهوم اعداد ، شباهت ها و تفاوت ها ، هندسه و توپولژی ، جمع و تفریق و... ظاهر می شود. اختلالات دیکته نویسی در جا انداختن کلمات ، جابجا نویسی حروف ، قرینه نویسی ، وارونه نویسی ، عدم دقت در جزئیات حروف مثل نقطه و سرکش و دندانه ، نارسا و ناخوانا نویسی و غیره بروز می کند.

اکثر خانواده ها در مواجهه با چنین مشکلاتی و ضعف نمرات دانش آموز نمی دانند که چه راهکاری را در پیش بگیرند و معمولا سرزنش کردن و پرخاش ، تاکید بر خواندن درس و انجام تمرینات اضافی ، موعظه و نصیحت ، مشق و تکرار دروس و موارد متعدد دیگر اولین راهکاری است که به ذهن والدین می رسد.

هدف ما در این بخش از کتاب این است که والدین را از وجود احتمالی چنین اختلالاتی آگاه سازیم و در ابتدا دریابند که کودکشان آیا مستعد بروز اختلالات یادگیری می باشد یا خیر.

با انجام تمرین های این کتاب توانایی های مقدماتی یک کودک برای ورود به مدرسه تا حدودی سنجیده می شود این حداقل کاری است که والدین خودشان می توانند انجام دهند. بدیهی است شناخت دقیق اختلالات حتما باید تحت نظر متخصین این کار صورت گیرد. در اینجا قصد داریم توجه والدین را کمی بیشتر به توانایی های مورد نیاز کودکشان برای ورود به مدرسه جلب کنیم.

 

تمرین هایی برای شناخت اختلالات یادگیری در کودکان

کودکان حدود 5/4 تا پایان 5 سال باید بتوانند تمرین ها و فعالیت های زیر را بخوبی انجام دهند. تمرین ها را یکی یکی با کودک مرور کنید. در طول روز و بطوری کودک متوجه نشود برخی از این سوالات و تمرین ها را در قالب بازی در آورده و توانایی کودک را بسنجید. دقت کنید آیا در انجام تمرینات با مشکل روبرو هست یا خیر. تمرین هایی را که نمی تواند به خوبی انجام دهد علامت بزنید و در زمان هایی دیگر مجدداً امتحان کنید و مطمئن شوید که در آن تمرین مشکل دارد.
اگر کودک مشکلی داشته باشد با انجام برخی تمرین های ساده می توان آن مشکل را برطرف کرد. در سایر کتابهای این مجموعه به تمرین های رفع اختلالات یادگیری بطور کامل و مفصل خواهیم پرداخت.

 

1-      مفاهیم زیر را بوسیله قراردادن اشیاء و اسباب بازی ها در محل های مختلف از کودک سوال کنید . کودک باید درک درستی از این مفاهیم داشته باشد.
(بالا، پایین ، جلو ، عقب ، پهلو ، زیر ، روی ، داخل ، خارج ، جلوتر از ، عقب تر از ، پشت ، دور ، نزدیک ، کوتاه ، بلند ، سبک و سنگین).

 

2-      کودک باید بتواند مداد را درست در دست بگیرد ، آنرا به درستی کنترل کند و اشکال ساده را رسم کند . از کودک بخواهید یک شکل ساده مثل دایره ، مربع یا شبیه آن را بکشد. می تواند از روی شکلی که شما به او نشان می دهید تقلید کند.

 

3-      کودک باید بتواند خطوط نسبتا صافی را در جهات مختلف بکشد . مثلا روی یک برگه کاغذ بزرگ، دو نقطه بکشید و بخواهید که آن دو را به هم وصل کند. این کار را در جهات مختلف انجام دهد( از بالا به پایین و برعکس – از چپ به راست و بر عکس)

 

4-      کودک باید بتواند خطوط منحنی ، مارپیچ و دایره شکل رسم کند . روی یک کاغذ بزرگ یک خط منحنی مثل موج دریا بکشید و از کودک بخواهید مثل آن را بکشد ( شکل ها حتما نباید شبیه باشد تا حدی که مانند منحنی باشد کفایت می کند)

 

 

5-      کودک باید بتواند توانایی های حرکتی را به خوبی انجام دهد . این فعالیت ها عبارتند از :

·         کتابی را در دست بگیرد و آن را یکی یکی ورق بزند تا به آخر کتاب برسد.

·         بدون کمک دیگران به راحتی راه برود ، بدود و بنشیند.

·         از پله ها بالا و پایین برود.

·         لی لی کند ، جفت پا بپرد ، روی یک پا برای مدت چند ثانیه بایستد.

·         توپی را که به سوی او پرتاب می شود بگیرد و دوباره آن را پرتاب کند.

·         یک جعبه کوچک روی زمین را هل بدهد و یا آن را بکشد.

·         اسباب بازی های مکعبی شکل را روی هم بچیند.

·         کاغذ روزنامه یا ورق ها را قیچی کند (عمل قیچی کردن)

·         با یک دست کاغذ را مچاله کند.

6-      کودک باید بتواند از مهارت نسبتا خوبی در گفتار ، شنیدار و دیدار بهره مند باشد.

·         در حد معمول درست صحبت کند و جملات درست بسازد.

·         با دیدن یک تصویر ، توضیحی مختصر بدهد یا داستانی برایش بگوید.

·         به یک داستان کوتاه 1 تا 3 دقیقه ای گوش دهد و دقت کند.

·         محتوای داستان را بفهمد و به بعضی از سوالات در مورد آن پاسخ دهد.

·         اگر 3 یا 4 شیئی را به او نشان دهیم و آنها را پنهان کنیم ، بتواند مدت 20 تا 30 ثانیه بعد آنها را بخاطر آورد ( حافظه کوتاه مدت دیداری)

·         اگر نام چیزی را به او بگوییم ، باید بتواند تا مدت 3 تا 30 ثانیه بعد، نام آن را بازگو کند (مثلا در داستان می گوییم اسم موش کوچولو دم باریک بود ) کودک باید بتواند پس از مدت کوتاهی آن اسم را بازگو کند (حافظه کوتاه مدت شنیداری)

·         نور چراغ قوه ای را روی دیوار می اندازیم ، از کودک می خواهیم بدون تکان دادن سرش ، با چشم نور را دنبال کند و نور را به چپ و راست حرکت می دهیم. ( یا اشیاء را جلوی او می گیریم و حرکت می دهیم مثل مداد و...)

·         کودک باید بتواند صداهای اطرافش را تشخیص دهد ، مثلا بسته شدن در، باز شدن در ، روشن بودن اتومبیل ، زنگ منزل و صداهای محیطی دیگر(بشنود و نام ببرد)

·         کودک باید برخی از رفتارهایی که شما انجام می دهید ببیند و تقلید کند. مثلا دست خود را بالا می برید و به اطراف می چرخانید ، او هم می ببیند و انجام می دهد.

7-      کودک باید بتواند با خمیرِ بازی اشکال ساده مثل توپ ، لوله و... درست کند.

·         بتواند مفهوم عمق و گودی را تشخیص بدهد.

 

8-      در بازی های دسته جمعی و با سایر کودکان دیگر برای مدتی بازی کند و در تمام مدت چه در بازی ها و چه در منزل از میزان کافی سرزندگی و شادابی برخوردار باشد.

 

معمولا اغلب کودکان 4 تا 5 سال باید بتواند تمام تمرین ها و فعالیت هایی را که ذکر شد به خوبی انجام دهند . تمرین ها و فعالیت هایی که در این قسمت آورده می شود برای پایان سن 5 سالگی است.

 

1-      کودک باید بتواند کارهای روزانه را خودش به تنهایی انجام دهد . این امور شامل موارد زیر می شوند.

o        پوشیدن و یا درآوری کفش و لباس ها

o        شستن دست و صورت

o        مرتب کردن وسایل و گذاشتن آنها در جای خودشان

o        مسواک زدن و شانه کردن مو

آزادی و تعلیم و تربیت

   روش آموزشي كه آزادي را به عنوان اصل اساسي خود برگزيده باشد، بايد به منظور كمك به كودك در نيل به آزادي‌ مورد استفاده قرار گيرد بنابر‌اين، اين روش آموزشي بايد به گونه‌اي باشد كه به كودك در رفع موانعي كه بر سر راه فعاليت‌هاي وي قرار دارند، ياري رسانَد. «آزادي تنها براي رشد جسمي‌مفيد نيست، بلكه براي ساخت شخصيت كودك نيز ضروري است».
پيش از آن‌كه به گونه‌اي از جانب كودك اظهار تمايلي مشاهده كنيد، هرگز وي را لمس نكنيد.
هرگز از ضعف كودك صحبت نكنيد، چه در حضور وي، چه در عدم حضورش.
بر روي تقويت و كمك به رشد جنبه‌هاي مثبت كودك تأكيد و تمركز كنيد تا با توسعه اين توانايي‌هاي مثبت، ديگر جايي براي حضور پليدي در وجودش باقي نماند.

راي آماده سازي محيط كوشش كنيد. دائم مراقب باشيد و به كودك كمك كنيد تا ارتباط سازنده‌اي، با محيط برقرار كند. مكان مناسب و جايي را كه ابزارهاي مورد نياز رشد در آنجا نگهداري مي‌شوند به كودك نشان داده و چگونگي استفاده از آنها را به وي آموزش دهيد.

آماده باشيد تا در هر حالتي به درخواست كودك پاسخ مناسب دهيد، هميشه گوش به زنگ باشيد و به كودكي كه درخواستي دارد واكنش نشان دهيد.به كودكي كه، پس از انجام عمل اشتباه، يا شايد مدتي بعد، اقدام به اصلاح عمل خود مي‌كند، احترام بگذاريد، اما در مقابل هر برخورد نادرست با محيط و هر عملكردي كه كودك و رشد وي و ديگران را به خطر مي‌اندازد، استوار و سرسخت بايستيد.

به كودكي كه در حال استراحت است، و يا انجام فعاليت سايرين را مشاهده مي‌كند و يا در مورد عملكرد انجام شده به وسيله خود مي‌انديشد، احترام بگذاريد. وي را صدا نكنيد و يا وادارش نكنيد كه فعاليت ديگري انجام دهد.

در ارايه مكرر موارد مورد نياز كودك ثابت قدم باشيد، هرچند كودك پيش از آن از پذيرش اين موارد سرباز زده باشد. با اين كار مي‌توانيد به كودك كمك كنيد تا در به دست آوردن آنچه تا كنون به وي تعلق نداشته و نيز غلبه بر موارد نقص فائق آيد. اين كار را با ايجاد تدريجي فضايي پرتحرك زنده و شاد، خودداري و سكوت و با استفاده از كلمات ملايم و محبت آميز انجام دهيد. خود را در دسترس كودكي كه به دنبال چيزي مي‌گردد قرار دهيد و از كنار كودكي كه چيزي يافته است، دور شويد.

هميشه در نهايت احترام و به مناسب ترين شيوه با كودك برخورد كنيد و بهترين‌هاي وجود خود و آنچه را كه در اختيار داريد به او عرضه كنيد

كودكان با مرزها به دنيا نمي‌آيند.

مرز «خط مالكيت» است كه معرف يك شخص است و تعيين مي‌كند كه يك نفر كجا خاتمه و فرد ديگري آغاز مي‌شود امّا اگر بدانيم مرزهاي يك نفر كجاست، مي‌توانيم بفهميم كه انتظار كنترل چه چيزي را از او داشته باشيم: ما مي‌توانيم در ارتباط با احساسات، رفتارها و نگرش‌ها،از او مسئوليت بخواهيم.

كودكان با مرزها متولد نمي‌شوند. آنها مرزها را از روابط و ضوابط بيروني مي‌گيرند و دروني مي‌كنند. براي اينكه كودكان ياد بگيرند كيستند و در قبال چه چيزي مسئوليت دارند، والدين مجبورند مرزهاي روشني را براي آنها ترسيم نمايند و به شكلي با آنها رابطه برقرار كنند كه كودكان بتوانند مرزهاي خود را شناسند و ياد بگيرند. اگر مرزها روشن باشند، چند كيفيت در كودكان رشد مي‌يابد: • مفهومي روشن و مشخص از اينكه كيستند؟

• در قبال چه چيزي مسئول هستند؟
• توانايي انتخاب كردن
• درك اين نكته كه اگر درست انتخاب كنند، امور به خوبي پيش مي‌رود و اگر انتخاب آنها ضعيف باشد، در رنج خواهند بود.
• قابليت عشق حقيقي بر اساس آزادي
خويشتن‌داري، مسئوليت، آزادي و عشق، اساس مرزها را تشكيل مي‌دهند. اينها پايه زندگي معنوي هستند و چنانچه عشق به خداوند و اطاعت از او نيز به اينها اضافه شود، بهترين پيامد را از پرورش فرزند مي‌توان به دست آورد، اما سؤال اين است كه اين اتفاق چگونه روي مي‌دهد؟

سه نقش والدين
از راه‌هاي متفاوتي مي‌توان به كار والدين نگريست. برخي والدين را به عنوان يك مربي، برخي به عنوان يك افسر پليس، برخي به عنوان يك دوست، و برخي به عنوان خداوند مي‌بينند. تمام اين نقش‌ها تا اندازه‌اي بخشي از حقيقت را در خود دارند.
از ديدگاه ما نقش والدين يا مراقبان كودك مركب از سه عملكرد عمده است:
• محافظ
• مدير
• منبع

محافظ
يك محافظ از نظر حقوقي مسئول كودك است و در اين مقام، از او محافظت و نگهداري به عمل مي‌آورد. چرا لازم است يك والد، به محافظت و نگهداري بپردازد؟ كودكان براي محافظت از زندگي خود فاقد عقل سليم هستند. آنها درست را از نادرست، خطر را از امنيت، خوب را از بد و زندگي را از مرگ تميز نمي‌دهند. آنها به عواقب اعمالشان فكر نمي‌كنند، بلكه به ارضاي آني فكر مي‌كنند بنابراين هنگامي كه حد و مرزهاي خود را به مورد بررسي و اكتشاف مي‌گذارند، خود را در معرض خطر قرار مي‌دهند. عقل و خرد فقط از تجربه به دست مي‌آيد، يعني همان چيزي كه يك كودك فاقد آن است.
يك محافظ، محيط امني را براي كودك فراهم مي‌آورد تا در آن كودك به يادگيري و اكتساب عقل و خرد بپردازد. آزادي اندك براي كسب تجربه، كودك را براي هميشه يك كودك باقي نگه مي‌دارد. و از طرف ديگر، آزادي خيلي زياد نيز كودك را در معرض خطر آسيب‌زدن به خود قرار مي‌دهد. بدين ترتيب برقراري تعادل بين آزادي و محدوديت‌ها يك وظيفه‌ عمده و اساسي در فرزند پروري محسوب مي‌شود. والدين بايد از كودك در برابر خطر محافظت و در برابر آسيب‌ها از او حمايت كنند و زندگي او را حفظ نمايند. اين محافظتِ حمايتي به همراه حد و مرزهاي مناسب، كودكان را از چند منبع خطر دور نگه مي‌دارد:
1. خطرات موجود در خود آنها
2. خطرات موجود در دنياي خارج
3. آزادي‌هاي نامناسبي كه آمادگي استفاده از آنها را ندارند.
4. اعمال، رفتارها و نگرش‌هاي شيطاني كه هرگز مناسب نيستند (مثل قتل‌هاي زنجيره‌اي يا استفاده از LSD كه يك ماده مخدر توهم زاست)
5. تمايل بازگشتي خود آنها به وابسته باقي ماندن و اجتناب از بالغ شدن

نقش والدين به عنوان يك محافظ، حفظ استمرار امنيت، رشد، و سلامت كودك است. اكثر اوقات آنها به منظور اجراي اين نقش از مرزها استفاده مي‌كنند. حدودي را براي آزادي تعيين و سپس به منظور حمايت از كودك، آنها را اعمال مي‌كنند. از طريق اين فرايند، كودك به دروني سازي حدود مذكور به عنوان عقل و خرد مي‌پردازد و به تدريج مي‌تواند از خود مراقبت به عمل آورد.

مدير
يك مدير بايد اطمينان حاصل كند كه امور به درستي انجام مي‌شوند، اهداف بدست مي‌آيند و توقعات و انتظارات برآورده مي‌شوند. كودكان «خود‌گردان» به دنيا نمي‌آيند، بنابراين مجبورند فرد ديگري را داشته باشند تا گرداننده آنها باشد «(ديگر ـ گرداني)». پدر و مادر، ديگر ـ گرداني را از اين طريق تأمين مي‌كنند كه اطمينان حاصل كنند كودك وظايف خود را انجام مي‌دهد تا انتظاراتي را كه براي رشد او مهم هستند برآورده سازد. مديران از طريق كنترل منابع، آموزش، اعمال عواقب رفتار، تصحيح، توبيخ، حفظ نظم، و پرورش مهارت‌ها به تأمين ديگر ـ گرداني مي‌پردازند. آنها هر روز تلاش كودك براي دستيابي به اهداف را سرپرستي مي‌كنند.
مرزها در مديريت امور نقش مهمي دارند. ايجاد مرزها و ملزم نمودن كودك به قبول مالكيت (پذيرفتن مسايل خود با آغوش باز) و مسئوليت (آنچه كه مالكيتش پذيرفته شده) موجب درك روشني از مرزها مي‌شود.

منبع
كودكان بدون هيچ مايه‌اي به دنيا وارد مي‌شوند. آنها نمي‌دانند غذا كجاست، چطور مي‌توان به پناهگاه دست يافت، يا چگونه مي‌توان به پول براي تأمين نيازهاي اساسي دست پيدا كرد. آنان نيازهايي غير مادي نيز دارند كه نمي‌‌دانند چگونه آنها را برآورده سازند. آنها به محبت، رشد معنوي، عقل و خرد، حمايت، و دانش نياز دارند و همه اينها دور از دسترس آنها هستند.
والدين براي كودك به منزله منبعي از تمام چيزهاي خوب هستند كه بقاي زندگي را تأمين مي‌كنند و مرزها در داد و ستد اين امكانات نقش مهمي دارند. كودكان نياز دارند كه چگونگي رسيدن به آنچه به آنها داده شده و استفاده مسئولانه از آن را بياموزند و به تدريج بر نقش برآورده سازي نيازهاي خود مسلط شوند. در ابتداي اين راه، والدين يك منبع قلمداد مي‌شوند، آنها به تدريج استقلال بيشتري به كودك مي‌دهند تا آنچه را نياز دارد به دست آورد.

منبع كودكان بودن، سرشار از خير و بركت و مشكل است. اگر والدين بدون هيچ حد و مرزي منبع دهش باشند، كودكان احساس مي‌كنند همه جا حق با آنهاست و خود محور و زياده طلب مي‌شوند. حق‌ناشناسي تبديل به يك الگوي منش مي‌شود. از طرف ديگر، اگر والدين براي در اختيار گذاشتن امكانات خيلي سفت و سخت عمل كنند، كودكان از اهدافي كه پاداش ارضا كننده‌اي در بردارند صرفنظر مي‌كنند و اميد دستيابي به آنها را در خود نمي‌پرورانند.

منش
توانايي رشد و پيشرفت يك موضوع مربوط به منش است. روش درست برخورد والدين با فرزندان مي‌تواند به آنها كمك كند تا منشي را در خود بپرورانند كه جهت‌گيري آن در برخورد با موانع به سمت رشد است. اين جهت‌گيري در برگيرنده توسعه توانايي‌ها و كسب دانش و همچنين برخورد با ابعاد منفي دروني خود كه به تغيير نياز دارند، باشد.
منشي كه قادر به رشد است، اين تواناييها را شامل مي‌شود:

• برطرف كردن حالات هيجاني پريشان‌كننده.
• تحمل دوره‌هايي از فشار منفي و به تأخير انداختن كامروايي يا احساسات خوب تا زماني كه مسئوليتي به جا آورده شود.
• سخت نگرفتن به هنگام از دست دادن چيزي، غم‌خوردن، و رها كردن آنچه كه نمي‌توان بدست آورد يا در آن پيروز شد.
• اقرار به اشتباه.
• تغيير رفتار يا جهت به هنگام مواجهه با واقعيت.
• بخشش
• مالكيت يك مشكل را پذيرفتن
فردي كه توانايي انجام اين كارها را دارد قادر است به هنگام مواجهه با يك مبارزه مشكل، رشد نمايد.

حقيقت‌گرايي
كسي كه از صداقت كمتري برخوردار است در جايي بين درد و مصيبت قرار دارد. عدم صداقت باعث تحريك خيانت، جلوگيري از صميميت و مانع رشد مي‌شود. به ميزاني كه يك فرد قادر است و تمايل به صداقت دارد، مي‌تواند رشد كند.
صداقت با والديني آغاز مي‌شود كه الگوي آن هستند، آن را از فرزندشان مي‌خواهند، و محيط امني را براي آنان فراهم مي‏‌آورند كه در آن صادق باشند. كودكان زماني حقيقت را مخفي مي‌كنند كه از طرف آن تهديد شوند. پس لازم است والدين محيطي را ايجاد كنند كه كودكان در آن بتوانند به تمايل طبيعي خود براي مخفي كاري غلبه كنند. اين امر مستلزم يك تعادل ظريف بين امنيت و استانداردهاست.
كودكان با عواقب منطقي و شناخته شده خطاهايشان مثل محروم سازي، از دست دادن امتياز تماشاي تلويزيون يا از دست دادن يك گردش بيرون از منزل، خيلي بهتر مي‌دانند چه كنند، تا عواقب نسبي مثل خشم، احساس گناه، سرزنش، محكوميت يا رها شدن. كودكان به خاطر عواقب نسبي، خيلي بيشتر از عواقب منطقي و شناخته شده‌ي اعمالشان به مخفي كاري مي‌پردازند.

يك وظيفه دشوار
اگر ساختن منش را يكي از وظايف والدين ببينيم، مي‌تواند وظيفه سنگيني باشد. يقيناً اداره لحظه حال يا عمل كردن بر اساس آنچه مي‌آيد، راحت‌تر است، اما به چيزي بالاتر و بزرگتر از اين نياز است. بايد دانست كه منش كودك تعيين كننده بخش اعظم روند زندگي اوست.
استيفن كاوي در كتاب پرفروش خود «هفت عادت مردمان مؤثر» مي‌گويد «با در نظر داشتن انتهاي مسير، راه خود را آغاز كنيد» اين ويژگي يكي از خصيصه‌هاي افرادي است كه خوب عمل مي‌كنند. همچنين يكي از خصيصه‌هاي افرادي است كه والدين خوبي هستند. اگر درك كنيم كه هدف عمده والدين پرورش فردي با منش مناسب است، به آن هدف نزديك‌تر شده‌ايم.
اما براي آنكه كودكي با منش مناسب پرورش دهيم، بايد خود ما منش مناسبي داشته باشيم.

 

نظریه پیاژه

مقدمه:

ژان پیاژه در سال 1896م در شهر نوشاتل سویس به دنیا آمد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی به تحصیل در زیست شناسی و فلسفه پرداخت و درجه دکترای خود را در رشته جانور شناسی دریافت کرد.

علاقه پیاژه به زیست شناسی باعث شد که او در 22 سالگی به کسب درجه ی دکتری نایل شود. تحقیقات اختصاصی پیاژه در زمینه ی هوش با کار در آزمایشگاه بینه در پاریس آغاز شد . پیاژه با توجه به پاسخ های کودکان به آزمون ها ، متوجه پاسخ های نادرست آن ها و نوعی نظم ویکنواختی در اشتباهات شد .نکته ی جالب برای پیاژه این نبود که کودکان چه تعداد پاسخ درست می دهند بلکه برای او این مسئله برانگیزاننده بود که اشتباهات کودکان هم سن ، مشابه است . روشی که کودک دنیا را احساس و تفسیر می کند بسیار متفاوت از یک بزرگسال است پیازه می خواست منشأ و چگونگی تکامل دانش را در نزد نوع بشر مطالعه کند و بدین منظور رشد شناخت را در کودکان وسیله قرار داد.

با توجه به علاقه خود، به تحقیق و تفکر در علوم انسانی و بویژه در روان شناسی کودک پرداخت و با ادواردکلاپاردکه از روان شناسان و محققان معروف به شمار می رفت و رئیس موسسه علوم تربیتی معروف به موسسه ژان ژاک روسو بود، همکاری کرد. در سال 1940 م پس از وفات کلاپارد، جانشین وی شد و علاوه بر آن، به تدریس در دانشگاه های ژنو و پاریس پرداخت. مدتی هم در دفتر بین المللی تعلیم و تربیت اشتغال داشت. وی آثار علمی، مقالات و کتب فراوانی تالیف کرد که تعدادی از آن ها به زبان فارسی نیز ترجمه شده است او در سال 1980چشم از جهان فرو بست.

 

ادامه نوشته

فرايند  تهيه و توليد برنامه درسي (برنامه‌ريزي درسي)


 باسمه‌تعالي

 توليد برنامه درسي در دفتر برنامه‌ريزي و تأليف  كتب درسي ضمن تبعيت از اصول منطقي مراحلي را طي مي‌كند كه در پيمودن و تحقق هر مرحله گروه‌هاي مختلف دفتر، شوراها و كميته‌هاي ويژه دخالت دارند. گروه‌ها و شوراهاي مثل گروه پژوهش و ارزش‌يابي، گروه هماهنگي دوره‌ي تحصيلي و… كه هركدام به نوعي در پيمودن مراحل زير جهت توليد برنامه درسي و تحقق اهداف آن دخالت دارند. به طور كلي مراحلي كه در دفتر برنامه‌ريزي و تأليف براي توليد برنامه درسي طي مي‌شوند عبارت‌اند از:

       1.         پژوهش و نيازسنجي

       2.         توليد راهنماي برنامه درسي

       3.         اعتباربخشي راهنماي برنامه درسي

       4.         توليد برنامه درسي و مواد آموزشي (كتاب دانش‌آموز، كتاب راهنماي معلم، كتاب كار، فيلم CDهاي آموزشي)

       5.         اعتباربخشي مواد آموزشي

       6.         اصلاح نهايي برنامه درسي و مواد آموزشي

       7.         اجراي سراسري برنامه درسي

       8.         ارزش‌يابي پاياني از برنامه درسي

 

ادامه نوشته

  تاریخچه و بررسی برنامه ریزی درسی مقطع ابتدایی در ایران

                               

مقدمه :

در هر کشوری نظام آموزش وپرورش یکی از نظامهای مهم اجتماعی است .رسالت این نظام علاوه بر انتقال میراث فرهنگی وتجارب بشری به نسل جدید ،ایجاد تغییرات مطلوب در شناختها ،نگرشها ودر نهایت رفتار کسانی که دراین سیستم بالنده می شوند .وشیوه های کار کردن وموثر بودن در مراکز آموزشی ،مستلزم شناخت هدفها ،اصول آموزش وپرورش،ویژگی های دانش آموزان ومعلمان ،برنامه های درسی ،روشهای آموزشی وپرورشی وسیاست های حاکم بر هر یک از دوره های تحصیلی است .

ادامه نوشته

آموزش ریاضی در کودکان پیش دبستانی

                  

                                مقدمه :

کودک پیش از رسیدن به دبستان راه درازی در پیش دارد .راهی که در طول آن برای دوره دبستان آماده شود .ذهن کودک 3 الی 6 ساله برای فراگیری مفاهیم پایه ای ریاضی بسیار آماده است ،و بهره برداری از این فرصت وظیفه کسانی که در این دوره سهیم اند . مفاهيم پايه اي اگر به صورت اصولي و توسط مربيان مجرب, دلسوز و علاقمند آموزش داده شوند, گذر کودک از مرحله دبستان راآسان وممکن می سازد.  روش آموزش مفاهيم بطريق مجسم (کار با اشياء) نيمه مجسم (کار با تصاوير و اشکال) و مجرد (ذهني) خواهد بود. ابتدا مربي بايد در روش مجسم از اشياء اطراف کودک بهره بگيرد. به عنوان مثال براي آموزش مفهوم کوتاه و بلند از خود بچه ها و يا دو عدد مدادي که بچه ها هر روزه با آن سرو کار دارند استفاده کند. يا دو بچه قد بلند و قد کوتاه را کنار هم گذارده و بطور مجسم آموزش کوتاه و بلند را دهد و يا دو مداد کوتاه و بلند را انتخاب نمايد. در مرحله نيمه مجسم مربي از تصاوير و اشکال استفاده مي کند. مثلا تصوير دو آدم قد بلند وقد کو تاه و در مرحله مجرد يا ذهني که سومين مرحله آموزشي است مربي از ذهنيات کودک استفاده مي کند. لازم به ذکر است در صورتي که دو مرحله مجسم و نيمه مجسم طي نشود ورود به مرحله مجرد يا ذهني امري باطل است.سپس نتيجه مي گيريم در دوران پيش دبستاني و مهد کودک اگر آموزش مفاهيم پايه اي رياضي درست انجام شود, کمک شاياني به امر آموزش رياضي در مقاطع بعدي تحصيلي شده است, در غير اين صورت به جرات مي توان گفت مشکلات کودکان در دوران دبستان نشات گرفته از دوران پيش دبستاني است.


 

ادامه نوشته

نظریه گشتالت

 

نظریه گشتالت

تاریخچه:

پس از اینکه رفتارگرایی در آمریکا برای روانشناسان به صورت یک روش پذیرفته شده و مقبول درآمد ، به همان صورت که روش درونگری تیچنر و وونت مورد انتقاد رفتار گرایان قرار گرفت ، گروه کوچکی از دانشمندان آلمانی که خود را گشتالت می نامیدند استفاده از رفتارگرایی را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.مکس ورتایمر به همراه دو نفر دیگر به نامهای ولفگانگ کهلر و کورت کافکا بنیانگذاران روانشناسی گشتالت شناخته می شوند. به نظر می رسد نهضت گشتالت زمانی آغاز شد که ورتایمر ، در هنگام سفر با قطار به کشف پدیده فای ، به این باور رسید که پدیده ها با عناصری که آن را به وجود می آورند تفاوت دارند : "کل با مجموع اجزای آن متفاوت است" . گشتالت در واقع واژه آلمانی معادل انگاره یا الگو است . پیروان این مکتب معتقدند ما دنیا را در کل های معنی دار یا گشتالت ها تجربه می کنیم نه محرک های جداگانه و تجزیه کردن پدیده ها به معنای تحریف آن می باشد.

ادامه نوشته